هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
اقتصاد و بازار سرمایه نیازمند «اعتمادسازی»
دوشنبه 1394/07/13 ساعت 03:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )


به تازگی به یکی از دور افتاده ترین و محروم ترین شهرهای کشور سفر کاری داشتم. مطابق عادت همیشگی ام به بازار آن شهر سر زدم. سرکشی من به بازارهای اصلی شهر البته برای خرید سوغات نیست. بلکه با هدف بررسی وضعیت کسب و کار، وضعیت تراکنش و معاملات و میزان حضور مردم در بازار است.

البته مطابق با پیش بینی میزان حضور مردم در ساعت پیک خرید-یا به اصطلاح بازاریان ساعت سرچراغ- در آن شهر به دلیل پایین بودن سرانه درآمد،قابل توجه نبود. به طور اتفاقی فروشنده یکی از مغازه ها بطور مشخص مردی باهوش و کنجکاو بود-با توجه سر و وضع ظاهری من- متوجه شد که بومی نیستم و احتمالاً از پایتخت آمده ام! از من پرسید:«آقا بالاخره چه اتفاقی می افته؟ ماشین بخریم یا نخریم؟! طلا چطور؟ یا اصلا ملک بخریم بهتر است؟ آخر می گویند بعد از برجام حسابی ارزونی میشه!!!»

شاید این رفتار، رفتار اکثریت مردمان ما در بازار سرمایه است. آنها که در بورس سرمایه گذاری کرده اند، به طور کامل شکست خورده اند، آنان که سرمایه خود را در ملک و طلا گذاشته اند نیز وضعیت بهتری ندارند. تنها امید خیلی ها به سود بانکی 20 تا 22 درصداست که آنها زمزمه کاهش آن به گوش می رسد.

تجار و بازاریان نیز دست به عصا حرکت می کنند. اجناس برخی از بازرگانان این روزها در انبار خاک می خورد چرا که مشتریان نیز خبر ندارند، فردای برجام چه اتفاقی می افتد.

شاید تعداد زیادی از جامعه-به اضافه درصد اندکی از کارمندان دولت- با سوالات زیر مواجه هستند: 

1- آیا بعد از اجرای توافق برجام، قیمت ها می شکند؟ 

2- آیا قرار است تحولات جدی در اقتصاد اتفاق بیافتد؟ خرید و فروش مسکن رونق پیدا کند؟ 

3- آیا نرخ دلار و ارز دوباره کاهش(یا افزایش!) اساسی خواهد داشت؟ 

4- وضعیت کالاهای واراداتی و عوارض گمرکی آنها چگونه خواهد بود؟ 

5- و ده ها پرسش دیگر

به نظر می رسد عدم ثبات و قطعیت در اقتصاد و بازار سرمایه، موجب کاهش اعتماد در جامعه شده است. شاید ادامه همین روند، نگهداری پول به روش های سنتی که مادربزرگ های قدیم داشتند(منظور همان نگهداری پول در متکا است) دوباره رایج شود.

من البته اقتصاد دان نیستم. لیکن بدون تردید اقتصاد این روزهای ما نیازمند اقداماتی  کلیدی برای زنده کردن اعتماد به آن است، اقداماتی که در سطح کلان و سیاستگزاری باید انجام شود.

 اما شاید به اندازه برنامه ریزی و اقدام، اطلاع رسانی مناسب به جامعه مهم است. چرا که اگر بازار نتواند اطلاعات مورد نیاز خود را از کانال های رسمی بدست آورد، این اطلاعات را از کانال های غیررسمی و شایعات تامین خواهد کرد

 



برچسب‌ها: اقتصاد , مدیریت , مردم ,

یک مشاهده + یک همایش!
سه شنبه 1394/07/7 ساعت 11:11 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
هر روز صبح قبل از خروج از منزل، قرآن کوچک و زیبایی که هدیه پدر و مادر است، می بوسم. اولین صحنه هر روز پرچم سه رنگ برافراشته و بزرگ کشورمان است که برفراز بوستان نزدیک دیده می شود و نشان پیغام اقتدار و ایستادگی می دهد. پرندگان می خوانند، نسیمی خنک می وزد. 
برخی کودکان در انتظار سرویس مدارس هستند و بعضی پیاده در حرکت هستند. مردمان در رفت و آمد هستند. 
زندگی جریان دارد. امید به زندگی وجود دارد. 
اما 
گاه ناخواسته چیزی می بینم، تا مدت ها ذهن مرا مشغول خود می کند. دیروز صبح سر چهارراه زن و کودکی حدود ده ساله از یک تاکسی پیاده شدند. از وضعیت کودک مشخص بود از نظر اسکلتی-جسمانی طبیعی نیست. کودک با گریه از ماشین پیاده شد و آن زن دست کودک را با خشونت می کشید. کودک توان همراهی نداشت. زن وحشیانه بر سر و صورتش سیلی می زد تا سرعت بگیرد. تا دقایق توان حرکت نداشتم و تا ساعت ها ذهنم به این تصویر ناخوشایند مشغول بود. 
آموخته ام هرگز نباید دیگران را قضاوت کرد. اما با بعضی شایدها مواجه هستم:
1- شاید آن زن مادر آن فرزند نبوده است! البته این بدین معنا نیست که هیچ کودکی از مادر خود کتک نمی خورد. با این فرض ممکن است فکر کنم مهر مادری در میان نبوده است. 
2- شاید مشکلات جدی زندگی و معیشتی آن زن را به ستوه آورده است! از سر و وضع آن زن و کودک می شد پیش بینی کرد که وضعیت مالی خیلی خوبی ندارند. کسی چه می داند شاید همسر آن زن یک زندانی است. شاید بیمار است و توان تامین هزینه درمان ندارد و شاید ...
3- شاید این زن برای رفتار با کودکش آموزش ندیده است! لازمه رفتار مناسب با دیگران از جمله کودک، آموزش است. ممکن است این زن آموزش مناسب برای رفتار با یک کودک معلول و رنجور را ندیده است. 

جالب است که، "کودک آزاری" از دو کلمه کودک(child) و آزار (abuse) تشکیل شده است. کودک از نگاه قوانین بین‌المللی چون پیمان‌نامه حقوق کودک، به بچه کمتر از 18 سال اطلاق می‌شود. و در فقه به فردی اطلاق می‌شود که به بلوغ شرعی نرسیده باشد. فرهنگ اکسفورد در تعریف کودک آزاری(child abuse) می‌گوید: «رفتاری ستمگرانه با کودک، به عنوان مثال از سوی بزرگسالان، که در برگیرنده اعمال جنسی و جنایی می شود. 


بسیار خوشحالم که عده ای از فرهیختگان کشور همایشی با عنوان «همایش ملی کودکی در ایران» در حال برگزاری دارند. 
به امید روزی که همه کودکان ایرانی، کودکی کنند. 

سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-7مهرماه 1394 


برچسب‌ها: مردم ,

اعتباری که با تعداد لایک ها سنجیده می شود!
دوشنبه 1394/07/6 ساعت 11:34 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

روزگاری در زمین خدا و نه در زمانی خیلی دور-به گمانم تا قبل از تولد اینترنت!- میزان اعتبار و پذیرش ما آدم ها با روش های دشوارتر اما دقیق تری سنجیده می شد. 
آن زمان از شبکه های مجازی و like زدن و تعداد follower ها خبری نبود! البته ابزار و رسانه ها نیز به این اندازه در دسترس و سهل الوصول نبود. فکر کنید که اگر افرادی مانند گاندی، مارتین لوترکینگ و خیلی افراد مشهور دیگر رسانه های امروزی را در اختیار داشتند چه غوغایی برپا می کردند. 
تا پیش از این با اینکه تا چه اندازه like ها واقعی هستند، دچار تردید جدی بودم، اما وقتی چندی پیش از سخنرانی طراح ارشد شرکت facebook و پژوهش های عمیق آنها را در رفتار اغلب انسان ها در تصمیم به like شنیدم، اطمینان من به آن بیشتر شد. 

like شدن با التماس امکان پذیر نیست. شاید خیلی از ما به طور ناخواسته از مخاطب خود التماس می کنیم تا ما را like کند، اما حقیقت ماجرا آن است که like شدن به معنی صحه گذاری محتوا و نگارنده آن است. به عبارتی اعتبار هر یک از ما با like مورد ارزیابی و تایید قرار می گیرد. 
پی نوشت: با این وجود بر این باور هستم، ارزش like های واقعی و فیزیکی به مراتب بیشتر از شکل مجازی آن است. یادمان باشد که دست نوازش بر سر فرزند یا وقت گذاشتن برای خانواده بسیار با ارزش تر از ده ها لایک در شبکه های اجتماعی برای آنها است. 


برچسب‌ها: شبکه های مجازی ,

برداشت مدیریتی از اتفاقات اخیر مراسم حج
جمعه 1394/07/3 ساعت 09:27 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( نظرات )
فاجعه فقدان تعدادی از هم نوعان ما طی روزهای گذشته به دلیل حوادث سقوط جرثقیل و ازدحام در منا، تاسف برانگیز است اما بسیار درس آموز است. 
قصدی برای مناسبت نویسی ندارم. اما نباید فراموش نکنیم در کشور ما، گردهمایی های بزرگ مناسبتی مانند ایام محرم(تاسوعا و عاشورا)، مراسم سالگرد پیروزی انقلاب و ... هرسال در حال برگزاری است و سوء مدیریت در چنین مراسمی می توانند به بروز فاجعه های انسانی مشابهی منجر شود. ضمن اینکه از نظر سازمانی نیز این اتفاق می تواند با برداشت هایی مدیریتی داشته باشد: 
1- موفقیت های گذشته، لزوماً تضمین کننده آینده نیست. طی سالیان گذشته کشور عربستان برگزاری مراسم حج را تقریباً با نمره قبولی پشت سرگذاشته است. از نگاه اقتصادی، این یک کسب و کار تضمین شده و کاملاً بدون رقیب برای این کشور است. 
عربستان به عنوان یکی از بزرگترین قطب های گردشگری دینی به دلیل وجود خانه خدا و حضور سالیانه حدود دو میلیون مسلمان درآمدی حدود 8 میلیارد دلار در سال دارد. 
اما بدون تردید اتفاقات اخیر بوجود آمده بر این روند تضمین کننده تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین می توان گفت موفقیت های گذشته-حتی در یک بازار بدون رقابت- لزوماً تضمین کننده آینده نیست. 
2- غول بحران، برای بیدار شدن نیاز به مقدماتی دارد! اتفاقات اخیر در مراسم حج، سیگنالی از سوء مدیریت عمیق است و می توان انتظار داشت این اتفاق حتی در ادامه مراسم امسال تکرارپذیری داشته باشد. این نشان می دهد سیگنال های ضعیف قبلی از سوی مدیران اجرایی این مراسم خیلی جدی نگرفته نشده است. یادمان باشد غول بحران برای بیدار شدن نیاز به آمادگی و مقدمات دارد. 
در همین راستا، در کشور ما توجه جدی به شاخص های سلامت فیزیکی و روانی حایز اهمیت است. 
رشد صعودی مبتلایان به انواع سرطان، وضعیت نامناسب شاخص سلامت روان مانند افسردگی و سطح استرس، رشد صعودی نرخ طلاق و ... از جمله سیگنال هایی است می توان براساس آن بروز بحرانهای جدی مورد انتظار است. 
3- نتایج عدم شایستگی و کفایت مدیران، بالاخره روزی از جایی بیرون می زند. اینکه گمان کنیم سیستم بدون وجود مدیرانی با لیاقت و شایسته مثل روال همیشه به کار خود ادامه می دهد، خیالی واهی است. اطمینان داشته باشید سوءمدیریت ها بالاخره روزی بیرون می زند. شاید زخم های عمیق یک سوءمدیریت هشت ساله را همه ما در اقتصاد، جامعه، فرهنگ و ... به خوبی حس کرده ایم، صدماتی که بهبود آن سال ها زمان لازم دارد. 

امیدوارم روح همه از دست رفتگان حج امسال، قرین رحمت باشد. 
سید محمد اعظمی نژاد 
تهران-سوم مهرماه 1394


برچسب‌ها: مدیریت بحران ,

یادگیری «Self-Government» ضرورتی حیاتی برای همه
چهارشنبه 1394/07/1 ساعت 12:03 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
(عکس تزئینی است)

«خود-حکومتی» یا Self-Government ویژگی است که چنانچه مردم یک جامعه آن فراگرفته و به آن عمل کنند، می توان انتظار نتایجی خیره کننده از آن جامعه داشت. 
شاید برای شما جالب باشد که کلیدواژه اکثر روسای جمهور کشور آمریکا، همین عبارت است! و همیشه مردم را دعوت به یادگیری و رعایت این خصیصه می کنند. 
شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا، Abraham Lincoln، احتمالاً جز اولین کسانی بود که در این کشور این رویکرد را پیشنهاد و اجرایی کرد.
سی و یکمین رئیس جمهور آمریکا، Herbert Hoover در بخشی از سخنرانی خود در 22 اکتبر 1928، اشاره می کند که در طول 150 سال گذشته بنای اداره کشور براساس خودحکومتی و حمایت از تشکل های اجتماعی بوده است. 
و حالا در سال 2015 چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا، Barack Obama نیز در سخنرانی خود در 7 مارچ 2015، تاکید می کند تجربه خود-حکومتی برای مردمان کشورش کار و هدف ایجاد می کند. 

1- شاید یکی از دلایل انتخاب کشور آمریکا برای طرح این موضوع با توجه به بررسی که داشتم، تاکید اکثر روسای جمهور این کشور بر موضوع خود-حکومتی و البته رتبه اقتصادی آن در سطح جهان است. شاید برای شما جالب باشد که حدود 21 درصد از درآمد کل جهان به کشور آمریکا اختصاص دارد و درآمد این کشور نزدیک به 2 برابر کشور چین است. 
2- اما مردمان یک کشور چگونه به ویژگی خود-حکومتی نزدیک می شوند؟ 
الف- افراد خود-حکومتی در یک جامعه کدهای اخلاقی را رعایت می کنند و به آن احترام می گذارند. شاید سوگندنامه بقراط در جامعه پزشکی مثال خوبی از این کدها باشد. 
ب- در جوامعی که مردمان خود-حکومتی زندگی می کنند، فرایندی قوی، قاطع به شکایات و اختلافات احتمالی افراد جامعه رسیدگی می کند. 
ج- در جوامع و سازمان هایی که مردمان خود-حکومتی دارند، همه مردم در رای گیری مشارکت می کنند و بهترین و مناسب ترین افراد را انتخاب می کنند.(بنابراین عدم مشارکت در رای گیری ها، در تضاد کامل با خود-حکومتی است) 
د- در جامعه هایی که خود-حکومتی حاکم است، علاوه بر حمایت کامل از سازمان های مردم نهاد(NGO ها)، نظارت و کنترل مناسبی وجود دارد. 
ه- مردمان خود-حکومتی مسئولیت کار خود را می پذیرند. 
و- خود-حکومتی ها برای رسیدن به ثروت سخت کار و تلاش می کنند و می دانند کار برنامه ریزی شده و درست آنها را به نتیجه می رساند.
خداوند سبحان چه زیبا فرموده است: 
«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند. آیه مبارکه 11-سوره رعد
به گمان من
خودحکومتی یعنی: به جای آنکه بیش از 80درصد مردم در انتظار 44500 تومان یارانه نقدی بنشینند، کسب و کار ایجاد کنند و تولید ثروت کنند. 
خود حکومتی یعنی: به جای آنکه ساعت کار مفید در روز فقط 22 دقیقه باشد، افراد حداقل 7 ساعت کار مفید داشته باشند. 

خود حکومتی یعنی: به جای غرزدن و انتظار داشتن از یک ناجی مثل دولت، برای داشتن زندگی بهتر خود برنامه ریزی و تلاش بی وقفه داشته باشیم. 
شاید اولین گام برای بهبود و توسعه در کشور و جهش های بزرگ، توجه به همین رویکرد باشد و گمان می کنم نیاز است همه مهارت های این ویژگی را به خوبی بیاموزیم و بدان عمل کنیم


برچسب‌ها: مردم , جامعه , فرهنگ ,




 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات